شاخص قیمت مصرف کننده

شاخص قیمت مصرف کننده

شاخص قیمت مصرف کننده

شاخص قیمت بسیار با اهمیت است. به طوری که از یک سرمایه گذار در بازارهای مالی تا سیاست گذاری اقتصادی و مقامات پولی به آن نیازمند هستند. این شاخص های قیمت دو کاربرد عمده دارند:

  1. برای نمایش چگونگی تغییر سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات در اقتصاد
  2. جهت تبدیل یا تعدیل شاخص های اسمی کلان اقتصادی به شاخص های واقعی اقتصاد

شاخص های اسمی در واقع قیمت های دوره جاری را نشان می دهند و برای محاسبه تغییر قیمت ها نسبت به یک سال پایه از قیمت های واقعی استفاده می کنند. شاخص های واقعی قیمت ها را نسبت به یک سال پایه و به قیمت ثابت می سنجند. البته سال پایه بر اساس قانون ویژه ای تعیین نمی شود. معمولاً پس از یک سال پایه تغییرات بنیادی و ساختاری در اقتصاد نباید شکل بگیرد.

نکته کلیدی: سال پایه به طور رسمی و معمولاً در گزارشات اعلام می گردد.

یکی از کاربردهای شاخص های قیمت، نقش آن در سنجش قدرت خرید پول و اندازه گیری ارزش پول کشور است. منظور از ارزش پول قدرت آن در مبادله کالاها و خدمات است. از این رو افزایش سطح عمومی قیمت ها موجب کاهش قدرت خرید پول می گردد. به بیان دیگر چنانچه شاخص قیمت در سطح مصرف کننده دو برابر شود، در هر میزانی از درآمد، افراد تنها قادر به خرید نیمی از کالا و خدمات قابل خریداری خواهند بود. رابطه معکوس قدرت خرید پول و شاخص قیمت ها می تواند به عنوان ابزاری در دادوستد بازار ارز مدنظر قرار گیرد.

کل افزایش تولید ناخالص ملی کشورها معمولاً نمی تواند به مفهوم رشد تولید واقعی و خدمات در اقتصاد باشد. بخشی از افزایش تولید ناخالص ملی به سبب بالا رفتن قیمت کالاها و خدمات در طی دوره زمانی است. برای روشن شدن میزان واقعی رشد تولید ناخالص ملی از عامل تعدیل کننده قیمت استفاده می شود. بدین صورت افزایش قیمت ها فاکتور می شود.

شاخص قیمت مصرف کننده CPI

شاخص قیمت مصرف کننده به منظور سنجش و اندازه گیری سطح عمومی کالاها و خدمات ایجاد شد. این شاخص مهم اقتصادی تغییرات قیمت در سطح مصرف کننده و سبد مشخصی از کالاها و خدمات خانوارهای شهری و مصرف کنندگان را در بر می گیرد.

موارد تشکیل دهنده شاخص قیمت مصرف کننده نرخ غذا، لباس، سوخت، حمل و نقل، خدمات درمانی و دیگر کالاها و خدماتی است که مورد استفاده روزمره مردم است. در یک دسته بندی خاص همه موارد مورد استفاده در شاخص قیمت مصرف کننده به 9 بخش عمده تقسیم می شوند. و هر کدام وزنی را با توجه به میزان اهمیت آن دارا می باشند. باید توجه داشت که در یک دسته بندی دیگر موارد استفاده در شاخص قیمت مصرف کننده به 7 بخش اصلی شامل مسکن، غذا، حمل و نقل، مراقبت های دارویی، پوشاک، سرگرمی و سایر موارد تقسیم می گردند.

شاخص قیمت مصرف کننده

هرگاه اقلام غذا و انرژی در سنجش شاخص قیمت مصرف کننده فاکتور شود، شاخص اصلی قیمت مصرف کننده Core CPI شکل می گیرد. معمولاً بازار بر روی ارقام شاخص اصلی قیمت مصرف کننده متمرکز  است. زیرا تصویر روشنی از نیروهای تورمی را به تصویر می کشد.

از آنجایی که قیمت غذا و انرژی بر اساس عوامل غیر وابسته اقتصادی همانند آب و هوا، عرضه سوخت و یا جنگ، تحت تاثیر قرار می گیرد، در تغییر تورم فاکتور می شوند. بنابراین تحلیل گران در برخی موارد عواملی را که به واسطه شوک و ضربه های شدید اقتصادی در یک مقطع خاص زمانی سبب تغییر سطح عمومی قیمت ها شوند را نادیده می گیرند.

نوع دیگری از شاخص قیمت مصرف کننده هم وجود دارد که تغییرات سطح قیمت اتومبیل و انرژی را مد نظر قرار نمی دهد. تغییرات ماهانه شاخص قیمت مصرف کننده در هر کشوری می تواند به منزله تغییرات نرخ تورم جاری در سطح اقتصاد در نظر داشت. در کشورهای که دارای اتحادیه های قوی کارگری هستند، یا دولت به تعدیل حقوق ها بر اساس شاخص قیمت توجه دارد، از شاخص قیمت مصرف کننده استفاده می شود. باید توجه داشت که برای محاسبه شاخص تنها از کالاها و خدمات نهایی که در سبد کالای خانوار شهری متوسط جامعه وجود دارد، استفاده می شود.

شاخص قیمت مصرف کننده

به طور معمول به دلیل اینکه افزایش تورم نشان از رشد نسبی اقتصاد دارد، با افزایش ارقام شاخص قیمت مصرف کننده ارزش ارز محلی افزایش می یابد و ارزهای دیگر در برابر آن تقویت می شوند. همچنین کاهش ارقام مربوط به شاخص قیمت مصرف کننده به طور معمول سبب تضعیف ارز محلی به واسطه انتظار کاهش نرخ بهره می شود.

نکته بسیار مهم: تفسیر دیتاهای مربوط به تورم، به شرایط موجود در کشور و نگرش بانک مرکزی بستگی دارد. در برخی موارد تغییرات این شاخص به سادگی تجزیه و تحلیل نمی گردد. بنابراین در زمانی که تورم به عنوان گفتار داغ در محافل روزمره دنبال می شود. تنها تغییر در ارقام تورم کافی نیست. بلکه بایست با هوشیاری شاخص های تورمی را با سطح نرخ بهره و چگونگی برخورد بانک مرکزی بررسی نمود. بنابراین شگفتی آور نیست اگر بازار انتظار بالا رفتن نرخ بهره را داشته باشد، افزایش شاخص قیمت مصرف کننده سبب تقویت ارز محلی شود.

تاثیر ارقام منتشره شاخص های تورم در بازارهای مالی از جمله بازار ارز، بازار اوراق رهنی و بازار اوراق قرضه گسترده است. سیاست گذاران اقتصادی، معامله گران، تحلیل گران، مدیران، موسسات مالی و بانک های مرکزی با دقت تغییرات آن را زیر نظر می گیرند.

نکته کلیدی: افزایش تورم موجب تقویت ارز محلی به واسطه شکل گیری انتظارات افزایشی در نرخ بهره و کاهش تورم موجب افت ارزش ارز به واسطه شکل گیری انتظارات کاهشی در نرخ بهره می گردد.

همانطور که گفته شد شاخص قیمت مصرف کننده ابزاری برای سنجش سطح قیمت یک سبد ثابت از کالاها و خدمات خریداری شده توسط مصرف کنندگان (خانوارها) است. هر چند این شاخص در بسیاری از موارد به عنوان شاخص سنجش تورم مطرح است. و از آن برای محاسبه هزینه های زندگی جهت سازگاری و تعدیل آن با برنامه های دولت استفاده می شود. و نیز مبنایی برای شروط اولیه هزینه زندگی در بسیاری از قراردادهای نیروی کار خصوصی است. اما انتقادهای نیز به آن گرفته می شود. از جمله این انتقادها:

می توان به اغراق آمیز بودن آن درباره تورم اشاره کرد. چرا که شاخص قیمت مصرف کننده اثر جانشینی (یکی از مفاهیم اساسی اقتصاد خرد) را در خود تعدیل نمی نماید. همچنین کاهش قیمت کالاها در نتیجه به کارگیری فناوری های جدید در این شاخص بازتاب نمی یابد.

با وجود همه انتقادات نسبت به آن، شاخص قیمت مصرف کننده کلیدی برای محک تورم هیجانی به کار گرفته می شود. در مجموع تغییرات ماه به ماه قیمت مصرف کننده و به ویژه شاخص اصلی قیمت مصرف کننده توسط معامله گران بازار دنبال می شود. هر چند بیشتر اقتصاددانان تغییرات سالانه آن را به عنوان بهترین معیار سنجش اصولی نرخ تورم مورد توجه قرار می دهند. توجه به این نکته ضروری است که اثرات شاخص های تورم می تواند تا مدتی بر جریان بازار موثر باشد. در اواسط هر ماه میلادی معامله گران بازار ارز در انتظار انتشار رسمی داده های مربوط به آن می نشینند. داده های منتشر شده بر حسب درصد و مربوط به تغییرات سطح عمومی داده ها نسبت به ماه قبلی است. این شاخص به صورت ماهانه منتشر می شود.

جایگاه CPI در مقایسه با سایر شاخص های تورمی

شاخص قیمت مصرف کننده در میان شاخص های تورمی از جایگاه بسیار ممتازی برخوردار است. این مسئله از دو جهت قابل بررسی و تجزیه و تحلیل است:

نخست آنکه در اقتصادهای صنعتی مخارج خانوار ها بیش از 60 درصد رشد اقتصادی را به طور میانگین دربر می گیرد. از این رو بررسی تغییرات سطح عمومی قیمت ها در بخش خانوارها، برای درک تغییرات اقتصادی بسیار حائز اهمیت است. دوم آنکه سیاست گذاران پولی و مالی در اقتصادهای صنعتی همواره شاخص قیمت مصرف کننده را زیر نظر دارند و دیدگاه های خود را بر اساس این شاخص استوار می کنند.

بررسی شاخص قیمت مصرف کننده در کشورهای مختلف بیانگر حرکت هماهنگ این شاخص ها با یکدیگر است. این مسئله به معنای آن است که سطح عمومی قیمت ها همچون حرکت هماهنگ رشد اقتصادی کشورهای مختلف، مسیری مشخص و همگام با جهت رشد اقتصادی دارند.